تبليغاتX
---------------------------------------- چشم براه موعود - در مهمانی خدای
سه نفري داشتند مسافرت مي كردند نزديك غروب به چند قصبه نرديك هم رسيدند قرار براين شد كه اين شب را در همين قصبه ها بروز رسانند و از فردا به سفر شان ادامه دهند . بكي گفت من در آن قصبه پسر خاله اي دارم امشب میروم نزد او و ديگري گفت من هم در آن قصبه دختر عموئي دارم كه امشب با يد ازش خبري بگيرم اين سومي كه كسي نداشت گفت من هم امشب ميرم در خانه خدا (مسجد)ومهمان خداي ميشوم و فرد ا قرار ما در فلان چهار راه تا به سفر ادامه دهيم .
آندو كه فاميل داشتند به خوبي پذيرائي شدند و لي اين سومي كه در خانه خدا رفته بود شب در مسجد گرسنه ماند و تا صبح از شدت گرسنه گي به خود پیچید و خواب در چشمش نیامد.

فردا صبح همه سر قرار آمدند .آندو از پذيرائي دوستان شان تعريف و توصيف فراوان كردند ولي اين سومي گفت من امشب مهمان خدا شدم ولي ازگر سنگي نزديك بود قالب تهی کنم .
خداي سبحان به پيامبر عصر خويش وحي كرد كه ای پیامبر برو به اين بنده من كه امشب مهمان من شده بود بگو : خداي سلام میرساند و گفت: به عزت و جلالم كه من امشب تمام زخائر و خزانه هاي غيب و علن خود را جستجو كردم تا بهترين غذائي را كه خلق كرده ام برای مهمانم بياورم ولي چيزي بهتر از گرسنگي نيافتم لذا همان را براي شما تدارك ديدم .

پیامبر عظیم الشآن اسلام حضرت محمد مصطفی در تمام عمر خود یک وعده غذای سیر نخورد قبول نداری حكايت زيل را بخوان :

از علی علیه السلام پرسیدند می گویند پیامبر هیج وقت نان گندم سیر نخورد این درست است ؟ حضرت در جواب گفت نه این درست نیست . به جانم قسم که پیامبر هرگز نان گندم نخورد و از نان جو هم هیج گاه سیر نخورد .

اگر خورد ن خیلی خوب بود اولین انسان عالم باید حظی از آن می برد . 

نوشته شده توسط حبیب الله ذکی در شنبه بیست و چهارم شهریور 1386 ساعت 9:43 | لینک ثابت |
 
business article
Powered By Blogfa - Designing & Supporting Tools By WebGozar
--------------- JavaScript Codes ------------ ------- -------------------------------------------- ------------------------------ -----------------------------------------------

JavaScript Codes --------------------------- JavaScript Codes -----------------------------------