تبليغاتX
---------------------------------------- چشم براه موعود - آیا خود را شناخته ایم ؟؟؟؟؟؟؟؟؟

بسم الله الرحمن الرحيم .

آيا خود را شناخته ايم

دانش پزشکي  در انواع واقسام متفاوت خود براي در مان امراض جسمي انسان کشف  و تدوين گشته است. بشر  براي اين که جسمشان را درمان کند براي هريک از اعضاي بدنشان يک بخش پزشکي خاص را تدوين کرده است   وچنين اعتبار کرده اند که کسي که در باره چشم مطالعه کرده حق ندارد در باره حلق وگوش و بيني نسخه بپيچد  و يا دست يه عمل جراحي بزند  ويا کسي که در مورد معز واعصاب تخصص يافته است حق ندارد  در باره دستگاه گوارش ويا موارد ديگري از بدن اظهار نظر نمايد  ويا دست به عمل جراحي بزند  اين قا نون هم طبيعي است و هم عقلي است  وکسي نميتواند  منکر اين قضيه شود؛ آنکه در موردي تخصص ندارد حق ندارد در  آن مورد نظري بدهد  و اگر اظهار نظر نمايد همه او را توبيخ وسر زنش خواهند کرد .

 اما با کمال تاسف اين مساله در مورد روح انسان مرا عات نميشود ، در مورد انسان و زواياي روحي او همه مي خواهند نظر دهند وبراي امراض روحي همه دست به ارا ء نسخه ميزنند وهمه هم ادعا دارند که نسخه او کامل ترين وشفا بخش ترين نسخه براي درمان اين انسان بخت برگشته وسر گشته است .

در پهنه روزگار ما مکاتبي براي اعطاي سعادت به بشر اختراع وتشکيل گرديده است وهر کدام ادعا کرده اندکه ما و اين روش ما تنها نسخه جواب گو براي مشکلات بشر است وهر که از غير اين راه برود در اشتباه رفته وبراي شقاوت نابودي بشر گام برداشته است  مکتب فرويدي برمبناي اصالت غرايز تشکيل گرديده و ادعا کرده بشر چون غرايزش اشباع نميشود لذا احساس بدبختي وشکست مي کند  بايد بشر در اين عرصه آزاد باشد تا بتواند به سعادت برسد

در واقع اين مکابت ونسخه هاي درماني شان بيشتر به عصا زني نا بينايان براي يافتن راه  وتشخيص راه از چاه شبيه است که در صد اصابت به واقع آن کمتر از مقداري است که به ريسک کردن بيارزد آيا به جا ومعقول خواهد بود که ما با فرضيه های علمي صرف که در صد صحت و واقعي بودنش خيلي ضعيف است، در باره مهم ترين بعد زندگي بشر(روح ومعنويت) دست به ريسک اعمال تجربی  آن بزنيم ؟

اگر بخواهيم در اين مورد راه درستي را انتخاب کرده با شيم با يد به سراغ چه کساني برويم تا در اين عرصه راه درست وبي خطر ويا حد اقل کم خطر را پيموده با شيم؟

اگر برمقتضاي عقل عمل کنيم  به ما دستور مي دهد که در اين گونه مورد با يد سراغ کساني رفت که انسان ونياز هاي او را بشناسد، با زواياي روحي انسا ن آشنا با شد  و شناخت او از انسان به گونه ای با شد  که گويا خود او اين انسان را خلق کرده است  واگر چنين آگاهي اي از انسان نداشته با شد حق ندارد براي درمان مشکلات انسان اقدام کند وبراي او نسخه بپيچد  .انسان موجودي است که به را حتي نميتوان اورا شناخت  بلکه بايد از راه درست که انسانشناسان واقعي انسان را معرفي کرده در اين وادي گام گذاشت  اگر بخواهيم در اين عرصه حرفي براي گفتن داشته باشيم  بايد به سراغ انسان شناس واقعي  حضرت علي عليه السلام برويم    اوست که مي تواند انسان را به درستي به ما بشناساند    در مورد بد نيست حديثي را از حضرت در باره انسانهاي بي عمل مطرح کنيم و بعدش خود مان را با آن حديث محک بزنيم که ما چه جور آدمي هستيم .

مولاي متقيان حضرت علي، عليه آلاف التحيت و الثناء ، در کلمات قصار شان معياري را از انسان هاي بي عمل وپر توقع به ما داده که براي شناخت خود مان در درجه اول و شناخت  افراد پيرامون مان در درجه دوم حايز اهميت است  ما مي توانيم با محک زدن خود مان و قرار دادن مان در اين ميزان دقيق از زواياي روحي مان مطلع شويم که در کجاي انسا نيت هستيم وچه شخصيتي داريم  شما هم اين حديث را بخوان خودت را با آن مقا يسه کن بيبين کي هستي ود رکجائي و چه جوري ؟

شخصي از حضرت مولا علي امير المومنين عليه السلام   تقاضاي موعظه کرد و گفت ياعلي عظني  حضرت در جواب فرمود :

لاتَکُن مِمَّن يَرجُو الَاخِرةَ بغَير العَمَل ويُرجي التَّوبَةَ بطُولِ الاَمَل ،يَقُولُ في الدُّنيا بقَولِ الذّاهِدين ، وَيَعمَلُ بِعَمَلِ الرّاغبين ، اِن اُعطِي منها لَم يَشبَع وَاِن مُنِعَ منها لَم يَقنَع ،يَعجِزُ عَنِ شُکر ما اُوتيَ وَيبَتَغي الزِّيادَةَ في ما بَقِيَ ، يَنهي وَلا يَنتَهي ، وَيَأمُر بمالا يَأتي  يُحِبُّ الصّالحين وَلايَعمَلُ عَمَلهُم  وَيَبغُضُ المُذنِبِين  وَهُوَ اَحَدُهُم ،يُکرِهُ المَوتَ لِکِثرَةِ ذُنُوبِه ، وَيُقيمُ علي ما يَکرُهُ المَوت .

 مِن اَجلِه  اِن ظَلَّ نادماً وَان صَحَّ اَمِنَ لاهِياً يُعجَبُ بنَفسه اذا عُوفيَ  وَيَقنُطُ اذا ابتَلي  ان اَصابَه البَلاء  دَعا مُضطَرّاً  وَان نالَه الرَّخاء اَعرَضَ مُغتَرّاً  تَغلِبُهُ نَفسُه علي ما يَظُن وَلا يَغلِبُها علي ما يَستَيقِن  يَخافُ علي غَيره باَدني من ذَنبِه  وَيَرجُو لنَفسِه باَکثَر من عَمَله  ان استَغني بَطَرَ وَفُِتِنَ وَ ان افتَقَرَ قَنَطَ وَ َوهَن .يقصر اذاعمل  ويبالغ اذا سأل  ان عرضت له شهوه اسلف  المعصيه  وسَوَّفَ التَّوبَة 

فراز اول :  از جمله ي کساني نباش که توقع بهشت دارند ولي هيج عملي و هيج تلاشي براي بدست آوردن آن انجام نميدهند ، اميد به توبه بسته اند ولي سر شان پر است از آرزوهاي دور  و دراز دنيا ئي (که فرصت توبه را از بين مي برد )

فرازدوم: (وقتي در باره دنيا حر ف ميزنند چنان قشنگ وزاهد مآبانه تحليل مي کنند و پيشا ني شا ن را در باره دنيا ترش مي گيرند)  وبا گفتار زاهدان در باره دنيا حرف ميزنند ،اما در مرحله عمل که ميرسند  مثل دنيا پرستان به دنيا( مي چسپند و)عمل مي کنند.( از کوچکترين سودي  در معاملات شان نميگذرند ) اگر از دنيا به آنها داده شود هر گز سير نمي شوند  وبازهم طا لب بيشترند . اگر از آنها چيزي از دنيا گرفته شود قا نع نيستند(وبراي به دست آوردن شان به هر دري مي زنند)  ،از شکر گذاري وسپاس گوئي آنچه به آنها داده شده عاجزند ولي خواهان زياد شدن مواهب دنيا ئي براي خود شان هستند .

فراز سوم:مردم را از منکرات نهي ميکنند   ولي خود شان نهي نميشوند ( وبلکه گرفتار معاصي هستند) ، ديگران را به خوبي وثواب امر مي کنند ولي خود شان از کارهاي خير چيزي را انجام نميدهند ، نيکوکاران را دوست دارند ولي به روش نيکوکاران آراسته نيستند ،گنهکارا ن را دشمن دارند ولي خود شان به همان گناه مبتلا هستند و انجام مي دهند ،

فرازچهارم: از مر گ بخاطر زيادي گناهان شان ترس دارند ، اما تعجب اين جا ست که برهمان گنهکاري خويش باقي ومصّر هستند ،اگر مشکلي براي شان پيش بيايد ، خدا خدا کردن شان بلند است و هي توبه و انابه در پيش گيرند ،ولي همين که به را حتي رسيدند   به لهو ولعب وهوسراني و بيهوده گي مشغول هستند وخدا را فراموش مي کنند اگر احساس بخشودگي کنند  عجب وخود بيني شان گُل ميکند ومغرور ميشوند و اما اگر احاس بي توفيقي کنند نا اميد مي شوند   وزود تسليم يأس ميشوند، اگر بلائي بهش برسد  خدا را با اضطرار مي خوانند واگر به خوشي ورفاه برسند   خود را وخداي خود را فرا موش ميکنند از دعا و خدا جوئي اعراض ميکنند.  

من اين حديث را با خودم مقا يسه کردم   متاسفانه خيلي ازين حالا ت وصفات را در خود يا فتم و ازين بابت خيلي شرمنده شدم وخيلي غمگين وناراحت .

حال اجازه دهيد خودم را مصداق آن قرار داده به تحليل اين حديث بپردازيم .

قيل از هر سخني بايد ياد آور شوم که اين سخن ، سخن علي است  همان انسان شناسي که خدا از علم مخصوص خودش بهره مندش ساخته علي بر راههاي آسمان بهتر از راههاي زمين آگاهي و اشراف دارد . چنين شخصي اگر زبان به سخن گشايد معلوم است که چگونه سخن مي گويد واگر به بيان چيزي پردازد حق مطلب را اداء خواهد کرد .

 يَقُولُ في الدُّنيا بقَولِ الذّاهِدين ، وَيَعمَلُ بِعَمَلِ الرّاغبين ، اين چنين آدما  که شايد يکي از آنها من باشم هي فقط دوست دارند اداي زاهدين را در بيارن آنهم فقط در گفتار   نه در کردار، از دنيا بد گوئي کنند، ظا هراً خود شان را جوري نشا ن دهند که اگر تمام دنيا از دستش برود خم به ابرو نمياروند اما اگر ازش بخواهي که مقداري از دارا ئي وپولش را در راه خدا صرف کنند   ويا در فلان مورد خير هزينه اي را متقبل بشوند   هر گز قبول ننموده و يا به سختي مي پذيرند ،اگر در موردي سودي را براي شان تصور کنند به هر قيمتي ولو به قيمت بردن عرض و پامال نمودن شرف آدما ولو به بهاي زير پاگذاردن حقوق ديگران خود را به آن سود مي رسا نند

همين فراز از سحن مولا مرا بيچاره کرده  من در درون خودم مرا جعه کردم وبا خودم کلنجار رفتم  که آ يا مي تونم در قبال يک سود سر شار   که از روي نا ديده گرفتن برخي از حقوق ديگران بدست مياد بگذرم ؟  من که نتونستم اين اطمنان را به خود داشته با شم که ازآن سود بخاطر پامال نشدن  حق ديگران بگذرم

يَنهي وَلا يَنتَهي ، وَيَأمُر بمالا يَأتي  اين فراز دوم ازان اولي سخت تر وترسانند ه تر است . اين خيلي بد ونگران کننده  است که کسي با سخن ما راه صواب در پيش گرفته به سعادت برسد اما خود ما ازان سخن مان طرفي نبسته وبه آن عمل نکنيم

شما را به خوبي ها توصيه مي کنم ولي خودم در عمل به آن بهائي نميدهم.  اين برايم خيلي رنج آور وزجر دهنده است   به همين خاطر است که خيلي ترس دارم از اين که کسي را به معروف سفارش کنم واز ابتلاء به منکر برحذر دارم.

خداي کريم در قران عظيم الشا ن شان در مورد اين جور آدما که ديگران را دستور ميدهند  ولي خود شان عمل نميکنند   خيلي تعبير تکان دهنده اي دارند «کبر مقتا عند الله ان تقولون مالا تفعلون»  آي مبلغين ديني کجائيد؟   آيا به اين آيه توجه کرده ايد  وآيا ازآنچه ديگران را منع مي کنيد خود منع شده ايد  يا نه ؟ که اگر نشده با شيد واي به حال شما وواي به حال جامعه اي که ما وشما مبلغ ديني شان با شيم

 

 

نوشته شده توسط حبیب الله ذکی در یکشنبه بیست و پنجم شهریور 1386 ساعت 11:49 | لینک ثابت |
 
business article
Powered By Blogfa - Designing & Supporting Tools By WebGozar
--------------- JavaScript Codes ------------ ------- -------------------------------------------- ------------------------------ -----------------------------------------------

JavaScript Codes --------------------------- JavaScript Codes -----------------------------------