به ياد مولای بی کسان وفريادرس مظلومان
بسمه تعالي
يك جهاني از حضور
اي نگاهت يک جهاني از حضور اي همه نورٌ علي نورٍ ونور
تيغ خود برکش جهان را درشکن صد هبل را از بلندادر فکن
تيغ خود بنما به اسکندر وشان رعت شو تندر بزن بر آسمان
برق شو بر خيمه دشمن بزن آتشي بر کاخ اهريمن بزن
چشم هر بيننده اي در دست توست هر کسي را مست ديدم مست توست
اي فداي دستهاي رحمتت همتي کن اي فداي همتت
همتي کن در جهان زور و زر شيعه د رموج بلاهست و خطر
شيعه را مانند کفتر مي کشند اهرمن ها نا برابر مي کشند
شيعه در خونابه درد و بلاست شيعه ميراث قيام کربلا ست
شيعه خون ميبارد از رخساره اش از گلويش از گلوي پاره اش
ما علي اصغر فراوان داده ايم ازحسينيم وحسيني زاده ايم
اي فداي صبر تو مولاي حق اي تمام چهره فرداي حق
فبر ما طي شد علم برپا نما هر که نه همراه تو رسوا نما
قطعه قطعه پيکرش را ريز کن هر چه دريا از جسد لبريز کن
آنقدر خون شياطين را بريز تا نباشد فرصت خيز و گريز
بس که آنها خون شيعه مي خورند رگ به رگ گردن به گردن ميبرند
قرن ها با ظلم شان سر کرده ايم مهر و سجاده زخون تر کرده ايم
جان امت مرتضي را کشته اند بلبل باغ وفا را کشته اند
انبيا و اوليا را کشته اند شير دشت کربلا را کشته اند
از علي مرتضي تا عسکري تا زمان تو که ما را سروري
خون دلها خوده شيعه تا کنون اي تمام آروزي کاف و نون
اندکي تعجيل کن ما خسته ايم دل به فرداي ظهورت بسته ايم
دل به عشقت بسته ايم با هاي و ها تابگيري انتقام کربلا
هر کجا را بوي ريحان آوري سر زمين مرده را جان آوري
اي بهار دشت زيباي خدا تا به کي گوئيم بيا مهدي بيا
عشق راستين آقاسی

