بسم الله الرحمن الرحیم
اشاره: برخی بی خبران و در واقع بی خردان خیال میکنندکه اسلام و قوانین اسلام سمت وسوی مرد سالارانه دارد و هیج توجهی به قشرمهم جامعه انسانی که زن است ندارد؛ در حالی که نگاه کوتاه و گذرا به صفحات از تاریخ پر شکوه اسلام ثابت می کند که بانوان نمونه وعالی مقامی در دامن اسلام پرورش یافته اند که در تاریخ بی نظیر بوده اند و هر کدام از سرآمدان عصر خود بین زن ومرد به شمار میرفته اند. وانگهی اولین کسی که اسلام آورده یک بانوی بی مانند (خدیجه )بوده است و اولین شهید راه اسلام نیز یک خانمی کفرستیز (سمیه )بوده است. تاریخ نشان میدهد که زنانی در دامن اسلام پرورش یافته اند که در عصر خود از نوادر روزگار بوده اند و نظیر شان را در سایر ملل به سختی میتوان سراغ گرفت. از جمله این زنان قهرمان بانویی از سلاله امرءالقیس می باشد که آنچه در زیر می آید مرور کوتاهی به برخی از فرازهای زندگی این زن قهرمان است امید که مورد توجه شما خواننده گرامی قرار گیرد .
خنساء شاعره ی شهید پرور
او از نوادگان امر ءالقیس شاعر مشهور عرب و از شعرای عهد خلیفه دوم به شما آمده است وی مرثیه های بلندی درباره برادرانش معاویه و صخر می سرود که در یکی از جنگها کشته شده بودند.
شعر های او در رثای برادرانش زبانزد ادیبان است و هیچ گاه زنی به عظمت این بانو شعر نگفته است. ادیبان نامور عرب درباره جایگاه خنساء در ادبیات سخنان بلندی دارند از جریر پرسیدند که شاعرترین شخص کیست؟ من اشعر الناس ؟
گفت اگر خنساءنبود من شاعرترین مردم این عصر بودم انا لولا هذه. بشار می گفت زنی تا کنون بدون نقص ادبی شعر نگفته است مگر این بانو. روزی به بشار گفتند اگر زن سراینده ای بنام نمی شود پس نظرت در باره خنساء چیست ؟
گفت او بالاتر از شعرای مرد است تلک فوق الرجال اصمعی نیز که لیلای اخیلیه را بر خنساء ترجیح می داد از خنساء هم به عظمت یاد می کرد .
پس از اسلام و بر اثر خوی جاهلیت بسیاری از زنها و مردها از پذیرش آن سر برتافتند ولی این بانو به سبب نبوغ فکری اش اسلام آورد و وجود مبارک رسول اکرم صلوات الله علیه از این بانو در خواست شعر نمود و او شعری گفت که حضرت رسول الله از آن به شگفت آمد فقدمت الخنساء لرسول الله فاسلمت و استنشدها فانشدته فاعجب بشعرها.
خنساء فرزندانی را در جامعه اسلامی تربیت نمود و آنان را خود تجهیز و تشویق می نمود و به جبهه می فرستاد و در یکی از جنگهای بعد از رحلت پیامبر به آنان چنین وصیت نمود یا بنی انکم اسلمتم طائعین و هاجرتم مختارین والله الذی لا اله الا هو انکم لبنو رجل واحد کما انکم بنو امراه واحده ما هجنت حسبکم و لا غیرت نسبکم و اعلموا ان الدار الاخره خیر من الدار الفانیه یعنی ای فرزندانم شما با رغبت مسلمان شدید و با اختیار خود مهاجرت کردید به خدایی که جز او معبودی نیست شما فرزندان یک پدر و مادرید من حسب و نسب شما را آلوده ننمودیم بدانید که خانه آخرت بهتر از دنیای فانی است .
آنگاه گفت اصبروا و صابروا و رابطوا و اتقوا الله الذی لعلکم تفلحون این عبارت مضمون آیه ای است که در باره کیفیت اعزام نیرو به جبهه و تهییج و تشچیع آنهاست یا ایهاالذین امنوا اصبروا و صابروا و رابطوا در این آیه صبر غیر از مصابره و مرابطه است در حوادث فردی انسان صبر می کند اما در حوادث جمعی چون جنگ و مانند آن مصابره دارد و در پیوند با رهبری مرابطه مضمون این آیه را خنساء به فرزندانش سفارش و آنان را به جبهه اعزام کرد و گفت فاذا رایتم الحرب قد شمرت عن ساقها و جللت نا را علی ارواقها فتیممو ا و طیسها و جالدوارسیسها یعنی آنگاه که دیدید جبهه جنگ گرم و داغ شد همان وقت نان از تنور برگیرید که موقعیت خوبی است .
یکی از کلماتی که گفته می شود در میان ادبا سابقه نداشته است جمله الان حمی الوطیس است یعنی اکنون که تنور داغ است و وقت نان پختن و نان گرفتن است و وقتی بازار شهادت گرم است باید سعی نمود و جبهه ها را پر کرد. این زن فرزندانش را به حضور در جبهه دعوت می کند که یا فاتح شوند و پیروزی را به غنیمت آورند یا شهید شوند که شهادت نیز غنیمت است خلاف دیگران که به این فکرند که ساز و برگی به غنیمت بیاورند او فرزندانش را به شهادت و کرامت دعوت می کند و می گوید تظفروا بالغنم و الکرامه فی دار الخلد و المقامه .
هر یک از فرزندان خنساء یکی پس از دیگری پیش قدم شدند و در میدان رجزهایی می خواندند و وصایای مادر را به نحوی در آنها می گنجانیدند تا اینکه همگی شهید شدند فلما اضاء لهم الصبح باکروا الی مراکزهم فتقدموا واحدا بعد واحد ینشدون اراجیز یذکرون فیها وصیه العجوز لهم حتی قتلو ا عن آخرهم وقتی به این مادر شهید پرور خبر رسید که چهار فرزندت کشته شدند گفت سپاس خداوندی را که با شهادت آنان به من شرافت بخشید و امیدوارم که مرا همراه آنان در سایه رحمتش جای دهد فقالت الحمد الله الذی شرفنی بقتلهم و ارجو من ربی ان یجمعنی بهم فی مستقرالرحمه .
همین ذوق ادبی است که می تواند شعری بسراید که مایه اعجاب پیامبر شود و نیز می تواند از آیات قرآن خطابه بسازد و فرزندانش را به جبهه تشویق نماید و پس از دریافت خبر شهادت فرزندانش بگوید الحمدلله الذی شرفنی بقتلهم .
با ظهور چنین زنانی چگونه می توان گفت یا باور کرد که زن ترسوست مگر در صدر اسلام چند مرد با این ویژگیها وجود داشته است ؟اگر مانند اباذر و اباذر گونه ها داستان این گونه زنان نیز بارها بازگو می شد همگان مقام زن را شناخته دیگر او را ضعیف و ترسو نمی شمردند .
آنچه می توان فهمید و برداشت کرد
زنان نمونه در بخشهای نظامی، سیاسی، عرفان و حدیث بسیارند منتها وقتی زن در حجاب باشد خبری از او در جامعه نخواهد ماند زن باید خودش در حجاب و نامش در کتاب باشد تا عظمت او ظهور کند ذات اقدس الهی زن را به حجاب آشنا می کند ولی نام او را در قرآن به عظمت یاد می کند و به تقریر سیاست هوشمندانه او می پردازد و او را الگوی انسانهای مومن می شمرد.
هدف از سخن گفتن پیرامون حقوق زن تکامل زن تساوی زن و مرد در مسائل اخلاقی و تربیتی و ایجاد زمینه رشد برای زنان است تا آنها نیز مانند مردها که کوششی دارند اهل جهاد باشند نه اینکه ملاک و معیار قرار گیرند و زنان را با آنان مقایسه کنند .
همتی باید قدم در راه زن صاحب آن خواه مرد و خواه زن
غیرتی باید به مقصد ره نورد خانه پردازد جهان چه زن چه مرد
مردهای متعارف به هر مقامی نائل شوند زن هم می تواند به آن برسد و اگر زندگی زنان تاریخی مانند مردان تاریخ باز گو می شد وضع غیر از این بود که هست .
بر گزیده شده از کتاب زن در آ یینه جلال و جمال ، نوشته علامه جوادی آملی حفظه الله

